چرخش روزگار(آینه عبرت)دستگیری قاتلی بعد از ۲۸ سال مشاهده در قالب PDF چاپ نوشتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط مجتبی کولانی   
جمعه, 04 اردیبهشت 1394 ساعت 23:17

دهه ۶۰ در حدود  سال ۱۳۶۶من  فقط ۱۲ سالم بود.ما ساکن خ ش گودرزی(قلعه حسن خان) بودیم.از صبح تا شب فقط بازی می کردیم و شاد بودیم..... اما یک روز صبح بعد از رفتن به کوچه اثری از دو تا از دوستامون(مهرداد و اصغر) نبود.مهرداد اینا همسایه دیوار به دیوارمون و اصغر اینا چند تا خونه اونورتر بودن.....سه روز گذشت تا اینکه با آمدن ماموران آگاهی به کوچمون همه چیز یکهو تغییر کرد.

همه با هم پچ پچ می کردن و هرکسی چیزی می گفت....تا اینکه مامورا اومدن سراغ بابام و اونو با خودشون به خونه اصغر اینا بردن،نیم ساعتی گذشت تا اینکه بابام با حالتی بسیار بد و اندوهگین وارد خونه شد.....فقط گفت باورم نمی شه....یعنی چی شده بود؟!!!!

مدتی نگذشت که با خبر شدیم دوست و همبازیمون (مهرداد) به دست اصغر کشته شده و جسدش هم توی زیر زمین اصغر اینا توی یک گونی پیدا شده و اصغر هم فرار کرده ، اما هیچ کس باورش نمی شد.دو تا از خونواده های بسیار محترم کوچمون از هم پاشیدن.بازیهامون یکهو قطع شد و تا مدتها خیلی از رفقا از هم جدا شدن.

اصغر چند روز بعد دستگیر شد.با اعترافش به قتل،محکوم به قصاص شد،اما سه روز قبل از اعدام از زندان کچویی فرار کرد و دیگه هیچ کس ازش خبری نشنید.....؟؟؟

تا اینکه چند روز پیش بعد از گذشت ۲۸ سال از اون سال توی روزنامه عصر ایران خبری تکان دهنده خواندم!!!بقیه رو از روزنامه عصر ایران بخونید:

"دستگیری قاتلی که ۳ روز قبل از اعدام گریخت "

"یک و نیم سال(۱/۵) بعد از صدور حکم زمانی که فقط سه روز به اجرای حکم قصاص این متهم در ملأعام مانده بود، گزارشی به اجرای احکام دادگستری رسید که نشان می داد، قاتل همراه یک جوان افغان که او نیز متهم به قتل پسرخاله اش بوده و در آستانه اجرای حکم قرارد اشت، با تخریب یکی از کولرهای زندان کچوئی کرج گریخته اند.
مرد اعدامی که سه روز قبل از اجرای حکم قصاص از زندان گریخته بود، نمی‌دانست ازدواج او با بستگان مقتول پس از ۲۸ سال هویت مخفی‌اش را فاش می‌کند.
 
به گزارش جام جم، رسیدگی به این پرونده از یکم فروردین سال ۶۷ به دنبال گم شدن پسر ۱۲ ساله ای به نام «مهرداد» در شهرستان قدس، در دستور کار ماموران اداره آگاهی این شهر قرار گرفت. با شکایت خانواده مهرداد، جستجوی پلیس برای یافتن وی آغاز شد تا این که همزمان با شروع تحقیقات مشخص شد وی آخرین مرتبه در نزدیکی خانه یکی از همسایه ها مشاهده شده و پس از آن کسی او را ندیده است.

ماموران با کشف این سرنخ به خانه مورد نظر اعزام شده اما کسی در آنجا حضور نداشت. آنها با تحقیق از همسایه ها متوجه شدند ساکنان خانه چند روزی است به سفر رفته اند و فقط پسر ۱۶ ساله آنها به نام «اصغر» در خانه بوده که او نیز به طرز مرموزی ناپدید شده است.

ماموران روز بعد با هماهنگی قضایی وارد خانه مورد نظر شده و در بازرسی از آنجا یک چاقوی خون آلود پیدا کردند و در ادامه جسد کودک گمشده را در زیرزمین خانه یافتند. با گزارش این جنایت به بازپرس ویژه قتل دادسرا، جسد مهرداد به پزشکی قانونی منتقل شد و کارشناسان پزشکی قانونی نظر دادند این کودک پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

دستگیری قاتل نوجوان

اصغر به عنوان مظنون اصلی قتل، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و جستجو برای دستگیری وی آغاز شد تا این که سه روز بعد از کشف جسد، ماموران او را در حالی که هنوز لباس و دستانش خون آلود بود در حاشیه شهر شناسایی و دستگیر کردند.

او با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و درباره انگیزه اش از جنایت گفت: مقتول در محل محبوب همه بود. همین موضوع باعث شد تصمیم به انتقام بگیرم. روز حادثه با اطمینان از این که خانواده ام سفر هستند، «مهرداد» را در خیابان دیده و به بهانه ای او را به خانه مان بردم.

وی ادامه داد: دقایقی از حضور او نگذشته بود که تصمیم گرفتم نقشه شیطانی ام را عملی کنم. مهرداد زمانی که متوجه نیت پلیدم شد خواست فرار کند که مانع شده و پس آزار و اذیت برای افشا نشدن موضوع او را کشتم و جسدش را در زیر زمین خانه مان گذاشتم.

متهم پس از بازسازی صحنه جنایت روانه زندان شد و مدتی بعد پرونده وی با صدور کیفرخواست به شعبه اول دادگاه کیفری وقت کرج ارسال شد.

خانواده مقتول برای عامل جنایت تقاضای قصاص در ملأعام کردند که پس از پایان یافتن جلسه دادگاه، قضات رای به قصاص نفس ـ اعدام ـ در ملأعام و اجرا شدن این حکم در شهرستان قدس دادند و با تائید این حکم توسط قضات دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرا به واحد اجرای احکام دادگستری ارسال شد.

فرار قاتل از زندان

۱/۵ سال بعد از صدور حکم زمانی که فقط سه روز به اجرای حکم قصاص این متهم در ملأعام مانده بود، گزارشی به اجرای احکام دادگستری رسید که نشان می داد، قاتل همراه یک جوان افغان که او نیز متهم به قتل پسرخاله اش بوده و در آستانه اجرای حکم قرارد اشت، با تخریب یکی از کولرهای زندان کچوئی کرج گریخته اند.

فرار این متهم همراه یک قاتل دیگر، روند رسیدگی به پرونده را وارد مرحله جدیدی کرد. از آن زمان به بعد پلیس و خانواده مقتول در جسجوی او بودند اما موفق به یافتن وی نشدند تا این که دو روز پیش خانواده مقتول به سرنخ هایی دست یافتند که نشان می داد، متهم فراری اکنون در شهرستان سرآسیاب ملارد زندگی می کند.

دستگیری قاتل پس از ۲۸ سال

بنابراین کارآگاهان جنایی اداره پلیس آگاهی شهرستان ملارد در غرب استان تهران به سرپرستی سرگرد حمید حاج اسفندیاری، رئیس پلیس آگاهی این شهر تحقیقات را در این رابطه آغاز کردند تا این که روز بعد عامل جنایت که حالا مرد میانسالی است زمانی که همراه همسر و دو فرزندش برای تفریح به بوستانی در سرآسیاب شهرستان ملارد آمده بود دستگیر شد.

اعتراف مرد اعدامی

متهم به قتل همراه همسرش برای تحقیقات به اداره پلیس آگاهی ملارد منتقل شد و در بازجویی به قتلی که۳۰ سال پیش مرتکب شده بود، اعتراف کرد و گفت: من مهرداد را زمانی که ۱۶ ساله بودم قربانی نقشه سیاهم کردم. ۱/۵ سال بعد زمانی که فقط سه روز مانده بود به این که درملأعام اعدام شوم به کمک یک قاتل افغانی شبانه از زندان گریختیم. بعد از آن من زندگی مخفیانه ام را شروع کردم و با سفر به شهرهای مختلف به زندگی پنهانی ام ادامه دادم و در این مدت هرازگاهی به طور مخفیانه با خانواده ام ملاقات می کردم.

وی ادامه داد: پنج سال پیش با زنی آشنا شده و ازدواج کردم و ثمره زندگی مان دو فرزند است. بعد از ازدواج متوجه شدم همسرم از بستگان دور مقتول است. در این سال ها ماجرای جنایتی را که مرتکب شده بودم برای همسرم بازگو نکردم و خانواده ام هم در این رابطه چیزی به او نگفتند. گمان نمی کردم پس از ۲۸ سال به دام بیفتم.

در ادامه تحقیقات، همسر متهم به قتل بازجویی شد و گفت: اصلا گمان نمی بردم که شوهرم مهرداد را کشته باشد و در این پنج سال با مردی زندگی کردم که اعدامی فراری بوده است.

سرهنگ برزو همتی، فرمانده انتظامی شهرستان ملارد در این باره گفت: با اعتراف متهم، برای او قرار قانونی صادر و وی روانه زندان شد.

برادر مقتول نیز در این باره گفت: والدین و دیگر اعضای خانواده با گذشت سال ها هنوز در سوگ مهرداد هستیم. از زمانی که عامل جنایت از زندان گریخت همچنان در انتظار یافتن وی بودیم که اینک با گذشت ۲۸ سال از فرار متهم، او دستگیر شد. با توجه به این که آن زمان حکم قصاص مرد اعدامی صادر شده بوده اکنون با دستگیری دوباره وی، من و خانواده ام از مسئولان قضایی می خواهیم هر چه سریع تر حکم اجرا شود تا شاید این حکم از درد و رنجی که خانواده ام در این سال ها تحمل کرده اند، بکاهند. "
بله دوستان،شاید بتوان سالها از چنگال عدالت و عدل الهی گریخت اما سرانجام چرخش روزگار، ترازوی عدل خدا را به ما نشان خواهد داد باشد که عبرت گیریم.
نویسنده:مجتبی کولانی
 

نظرات  

 
-1 #1 پوریا 1394-02-21 18:36
باسلام.یعنی همسرقاتل که ازبستگان مقتول بوده ازماجرایی28سال پیش خبرنداشته،صحبتی توی خانوادشون نبوده،که مثل همسایه فامیامون،فامیام ونو کشته.زنه هم دروغ میگه
نقل قول
 

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی